|
تا حالا گوزپیچ شدی؟ !!بپا گوز پیچ نشی!! |
موضوعات
تقلب ( )
گويند: «تقلب مفهومياست بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد:
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را
تاريخچهي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانهي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقهي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقهي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روشهاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفندهاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقهي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.
زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلبهاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را ميشود نام برد.
حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان ميرسانيم:
روش هاي نوشتاري:
1- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...
2- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...
3- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخهاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچهي آئورت و ...
روش هاي با کلاسي:
1- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
2- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس
روش هاي جوادي:
1- خر نمودن يک فقره بچه خرخون
2- خم کردن سر به روي ورقهي طرف به صورت تابلو.
3- روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند.
4- روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد.
توجه:
اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد
نوشته شده توسط یاسمن در دوشنبه سی ام مرداد 1385
لينك مطلب
لات بازی ( )
وضعيت ظاهري: شخص لات به کسي گفته ميشود که با ساختن يک ID يا يک Profile با اسمهاي ساختگي، خفن يا گول زننده به لاتبازي مي پردازد.
فعاليتها:
1- در Chat Roomها با فونت شماره 32 اقدام به لاتبازي ميکند.
2- با استفاده از زنجير و چاقو (در اينجا منظور انواع Booterها ميباشد) اقدام به لاتبازي ميکند.
راه حل: استفاده از قابليت Ignore يا Block در Messengerها.
لات بازي در وبلاگ:
الف: ساخت وبلاگ: (لاتِ بيکار!) وبلاگي که معمولا با اسامي مستعار ولي پر از مصداق ساخته شده و اقدام به نوشتن مطالب براي کوبيدن شخص خاصي ميکند.
فعاليتها: نوشتن در وبلاگ
ب: لات بازي در سيستم نظرخواهي: (لاتِ بزدل!)
وضعيت ظاهري: دو حالت دارد. يا بدون اسم و مشخصات مي باشد يا اينکه با اسامي افراد ديگر اقدام به نوشتن نظرات ميکند.
راه حل: ندارد!
لات بازي در وب سايت:
الف: ساختن وب سايت: (لاتِ بيکار ولي اينکاره!) با ساختن يک سايت با موضوع و هدفي خاص اقدام به لات بازي ميکند.
ب: هکر (لاتِ خيلي اينکاره!): اين پيشرفتهترين لاتبازي در نوع اينترنتي ميباشد که شخص لات با تکيه بر علم و استعداد خود اقدام به لاتبازي کرده و بعضي موارد قدرت اين لاتهاي خيلي زياد است و از آنها به "گنده لات" نام برده ميشود!
نتيجه گيري اخلاقي: بعضي وقتها لاتبازي لازمه.
نتيجه گيري تاريخي: لات هم لاتهاي قديم.
نتيجه گيري اجتماعي: لاتبازي کار هر کسي نيست.
نتيجه گيري اقتصادي: لاتبازي پشت کامپيوتر خرج داره (اکانت اينترنت ميخواد!)
نوشته شده توسط یاسمن در دوشنبه سی ام مرداد 1385
اخوندک(شوخی) ( )
چندی پیش ما در حال تفرّج در خیابان بودیم که ناگه دخترکی بر ما عیان شد و عرضید که مسئله ای درذهن او حادث شده که نیازمند پاسخ است ولکن برای عرض سئوال حتماً باید دخول به آن خانه نماییم. پس ما هم برای رفع مشکل خلق الله نمودیم دخول اندر آن خانه و نمودیم جلوس اندر اتاق ضیافة.
دخترک گفت : حاج آقا چرا شرع می گوید حتی تار مویی نباید بر نامحرم معلوم باشد ؟
فرمودیمش: دخترم، من بسیار در خیابانهای شهرهای ایران دیده ام که اگر روسری مؤنّثه ای کمی شل باشد، به نحوی که ذره ای از گردن یا نعوذبالله گودی گردن آن ضعیفه پیدا باشد جوانان آنچنان میخ آن موضع می شوند که گویی با چشمان خود می خواهند آن نقطه را بخورند پس وای به حال آن زمان که البسه یقه گرد ، یقه هفت یا نعوذباالله ، نعوذباالله دکولته بر تن کنند.
دخترک در این لحظه قمر مصنوعی یا به قول ملّی گراها ماهواره یا به قول غرب زده ها ساتلایت را روشن نمود.
یکی از کانالهای خبیثه اروپایی در حال پخش مستقیم مسابقات المپیک یونان رشته جیمناستیک دختران صحنه هایی بس مبتذل، بس مستهجن که در آن انواع و اقسام آلات فساد مانند بازو، لنگ، پاچه، ران، بیخ ران، نیمرخ سینه، نیمرخ باسن و حتی قطعات دیگری که کیبورد از تایپشان شرم دارد به وفور نمایش می داد.
فرمودم: خب که چه؟ دخترک عرضید:حاج آقا شما می گویید حتی اگر تار مویی پیدا باشد جامعه غرق گناه میشود و فسق و فجور و فخور و فمول و دخول و ... زیاد می شود و آجر روی آجر بند نمی شود. پس چگونه است با این اوضاع که در ماهواره می بینید مردان حاضر در استادیوم هریک در جای خود نشسته و ورزشکار هموطن خود را تشویق می کند و نگاههایشان هم کاملاً عادی است گویی که به پاره آجری نگاه می کنند ضمن آنکه در جوارشان زنان تماشاچی با رکابی و مینی ژوپ نشسته اند؟ فرمودم: ضعیفه، طبق آنچه شرع به ما می گوید اکنون در این استادیوم باید یک بکن بکن حسابی راه بیفتد و حتی چون ژیمناستهای مرد نیز همانند زنان نیمه عریانند، بعد از خواهران باید نوبت آنان شود و جمیعاً لواط دهند. خلاصه یک کون سالم نباید در این استادیوم باقی بماند. اما همانگونه که می بینی چنین چیزی حادث نشده، ولی چون شرع هیچگاه دروغ نمی گوید بر این وضعیت عجیب من سه فرض محتملم:
۱- یا آن مردان آدم نیستند بلکه رباطند.
۲- یا آن مردان مردند ولی مسمومشان ساخته اند تا آرام باشند.
۳- یا آن مردان مردند ولی نامردند که این چنین خواجه وار رفتار میکنند و آبروی تمام مردان را برده اند.
ولی دخترک جسارت نمود و گفت: ولی من فکر می کنم از بس شما محدودیت ایجاد کردید جوانان ایرانی را اینگونه ندید-بدید، حریص، و هیز نمودید ولی پسران غربی چون از ابتدا با دختران مختلطند اکنون هم چیز جدیدی نمی بینند که بخواهند با چشمان خود بدرند.
جسارت دخترک خشم مرا درآورد ازسوی دیگر آن صحنه های کفرآلود نیز مرا کمی حالی به حولی کرده بود، پس در ذهن خود دنبال تبصره و مادّه قانونی مربوطه گشتم و آن را یافتم و فرمودمش: مگر شرع حکم نداده که با نامحرم در جای خلوت نباشید چرا گوش نمی کنی و با خدا محاربه می کنی؟ برای چه مرا به این جای خلوت کشاندی؟ من اکنون شأن نزول این حکم را در عمل به تو نشان خواهم داد. پس بلافاصله او را بدتر از کانال Xxl در قمر مصنوعی عریان نموده دو دست از قبل و یک دست از دبر ارشاد و حدّ الهی را در موردش اجرا نمودم یقیناً خداوند منّان در آخرت پاداش این جهاد را به من خواهد داد.
نکته غیر حاج آقایی:
در حالی که تو خیابونهای شهرهای کشور اسلامیمون شاهدیم که تو روز روشن مردان مسلمان کشور ما چه قدر به دخترها و زنها متلک میگن و تنه میزنند و اذیتشون می کنند ، تو یه سایت فارسی یه خبرنگار خانم گزارشی از سفرش به تایلند و شدت فحشا در آنجا نوشته. ولی نویسنده آخر متنش می نویسه: "در تایلند با تمام این مسائل و سقوط اخلاق در هر ساعت شب که راه بروی و یا تاکسی بگیری کسی مزاحمت نمی شود و می توانی تا نیمه های شب گزارش تهیه کنی، عکس بگیری و بعد با خیال راحت یک تاکسی صدا کنی و به هتل بروی."
اصل مطالب رو با عکسها تو سایت خودشون ببینید و مقایسه کنید با جامعه مکتبی خودمون واقعا که مکتب ما خیلی انسان پروره ولی بقیه اخند.
***
چند روز بعد همان حاج آقا در خطبه های نماز جمعه بعد از کونسوزی باختهای مکرر ورزشکاران ایران:
" ...که چی ؟ هان؟
ورمیدارین تو ماهواره مسابقه المپیک پخش می کنین تا زوربازوی جووناتون را به ما نشون بدین؟ یارو جیمناسته عین وروجک یه دفعه پرید بالا ۳ تا معلّق زد اومد پایین وایساد!!! که چی بشه؟ بازوی کلفت و کمر باریک و شکم صاف و شونه های پهن به چه درد می خوره بدبختها؟ اون دنیا با این جور چیزها میخواین از پل صراط رد بشین؟
جوونهای شما که اون حرکات محیّرالعقول رو انجام می دن آیا تا حالا یه بار دعای عاشورا خوندن؟ اصلاً می دونن دعای کمیل چیه؟ آیا تا حالا یه بار صلوات فرستادن؟ همش علیه ما تبلیغ می کنن که مدال طلا و نقره کم گرفتیم. بابا آخه تا کی میخواین بچسبین به طلا و نقره و مال دنیا؟ قارون هم اونهمه ثروت داشت بیشتر از تمام طلاها و نقره های المپیکتون. یه دونه یورو با خودش برد؟ تمومش کنین این همه اهمیت دادن به طلا و نقره و مال دنیارو.
جوونهای ما اگه ضعیفن ، اگه از بی تحرکی چربی خونشون بالاست در عوض هر کدومشون چند تا دعا بلدند. دعای کمیل، زیارت عاشورا، ندبه و ... تازه چربی که چیز بدی نیست. همین چربی خیلی کار آدمو راه میاندازه. اگه چربی نبود خیلی از احکام توضیح المسائل قابل بررسی و اثبات نبود.
دلیل اینکه ما مدال کم آوردیم اینه که همون روز اول، ورزشکار مکتبی ما رو با ورزشکار اسرائیلی انداختین حال مارو گرفتین. ما دیگه تا چند روز نتونستیم حال خودمونو پیدا کنیم. حتی تو مسابقات فوتبال جام ملتهای آسیا هم ما اول نشدیم به همین خاطر بود که همش نگران چند هفته بعد بودیم که یه دفعه با اسرائیل نیفتیم! که آخرش هم کار خودشونو کردن. با این قرعه کشیتون! چیز دیگه ای می کشیدین بهتر بود. قرعه کشی نبود توطئه بود. شماها هیچوقت نیومدین مردونه روبرو مبارزه کنین. همیشه از پشت به ما ضربه زدین. ما هر چی خوردیم از پشت خوردیم!!!
تازه همون مثلا قهرماناتون خیلی هم بی تربیتن!! یکی از اون دخترها وقتی امتیازشو اعلام کردن اول پرید استادشو بغل کرد و همدیگرو ماچ کردند بعد بیلاخشو گرفت سمت دوربین!!! یکی نیست به این بی تربیت بگه آخه تو ماچه رو به یکی دیگه میدی بعد بیلاخشو به من!!! با این بی ناموس بازیها شما قهرمان شدین؟!!! آقا من هم که دیدم این دختره اینقدر بی حیاست حاجی کوچیکه رو درآوردم حوالش کردم !!! اما دختره نامرد دیگه رفته بود و حاجی موند رو دست ما... ما هم دیدیم حاجی کوتاه نمیاد مجبورشدیم یه کم دست به سرش کنیم و مرتکب یه گناه کبیره شدیم!!! آخه این انصافه که ماچه گیر اون مردتیکه بیاد بعد خماری و جهنمش گیر ما ؟!!! جواب خدا رو چطوری میخواین بدین؟!!!
نوشته شده توسط یاسمن در دوشنبه سی ام مرداد 1385
دليل محكم براي اينكه به زن بودن خود افتخار كنيد ( )
1- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما ميگذارند.
2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش ميتوانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنميگيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام ميدهند).
3- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.
4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
6- عمرتان بسيار طولاني است.
7- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نميآوريد.
8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.
11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي ميرسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!.
15- بهشت زير پاي شماست.
16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.
17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي ميخوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.
19- به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.
20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.
21- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مينشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور بگيرند.
22- ميتوانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.
23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!.
24- حق تقدم با شماست.
25- مرد از دامن شما به معراج مي رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.
27- نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.
28- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.
... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد.
نوشته شده توسط یاسمن در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385
آموزش دختر بازی(برای پسرا) ( )
چگونه بتونيم هر دختری رو تحت تاثير قرار بديم. (قابل توجه اونايی که دنبال دختر می گشتن٬ اين قدم اوله)
اکثر قريب به اتفاق مرد ها ماتحت مبارک خودشونو پاره می کنن که دخترا رو تحت تاثير قرار بدن. فقط کافيه که به رفتار يک مرد با دختری که تازهآشنا شده يا برای اولين بار باهاش رفته بيرون توجه کنيد تا متوجه بشين که چی ميگم. وقتی که يک مرد به فکر اين می افته که دختری رو تحت تاثير خودش قرار بده معمولا عين بچه ننه ها و بی عرضه ها رفتار می کنه. مثلا همش سعی ميکنه که حرفهای باحال بزنه يا همش مواظبه که نکنه يک وقت يه چيزی از دهنش دراد که دختره خوشش نياد. اگر هم حرفی بزنه که دختره باهاش موافق نباشه٬ زود حرفشو پس می گيره. همش نگرانه٬ رفتارش طبيعی نيست٬ حرفهاش و يا حتی حالت بدنش طبيعی نيست. خلاصش اين که سعی ميکنه بهترين رفتار ممکن رو داشته باشه.
مشکل از اون جايی آغاز ميشه که دخترها گيرنده های بسيار قوی ای دارن. تا همچين رفتاری می بينن پيشه خودشون می گن ها ها يهخره ديگه. (می خوام اينجا بگم پيشه خودشون می گن يه loser ديگه ولی نمی دونم جايگزين مناسبش تو فارسی چيه٬ يه چيزی تو مايه های بی عرضه ای کهنديد بديد هم باشه! آآآآخ) به هر جهت وقتی دختری می فهمه که شما خيلی داريد سعی می کنيد که اونو تحت تاثير قرار بدين پيشه خودش فکر می کنه که تحفست و رفتارتون نتيجه ی عکس ميده. با اين رفتار دارين به دختره ميگين: عزيزم من می دونم تو منو برای اون چيزی که واقعا هستمدوست نخواهی داشت٬ برای همين سعی می کنم تورو تحت تاثير حرفام قرار بدم. در ضمن من آدميم که خيلی دور و برم دختر نبوده تا حالا و نمی تونموقتی با يک دختر خوشگل حرف می زنم عادی رفتار کنم.
حالا چاره چيه؟ اصلا سعی نکيد تحته تاثير قرارش بدين. بی خيال. همين جا رفتار شما با اقلا ۹۵ درصد از مردای ديگه متفاوت می شه و همينامر تحته تاثير قرارش ميده! خوب کلکيه٬ نه؟ باور کنيد اين تنها راه تحته تاثير قرار دادن يک دختره. چونکه خيلی کم چيزه وجود داره که اونو واقعا تحت تاثيرقرار بده. سعی کردن شما فقط باعث ميشه که اون علاقش به شما کمترشه.
حالا بذارين يه مثال بزنم. فرض کنين با يه دختر برای دفه ی اول رفتين بيرون و ازتون می رسه که چه کاره ايد. بيان دوتا جوابو در نظر بگيريم:
۱. من شادی جان٬ از اونجايی که رشتم مهندسيه الياف های نازکتر از مو است در همين زمينه در شرکتی به عنوان تکنسين الياف کار می کنم.و چون کارم خيلی خوب بوده قراره که به زودی به کارشناس ويژه ی الياف های نازکتر از يک دهم ميليمتر ارتقا پيدا کنم. خيلی کار حساسيه!
۲. راستشو بخوای من معمولا سعی می کنم به اين سوال جواب ندم ولی چون حی می کنم تو با بقيه فرق داری بهت ميگم. من تو کاره تجارتم. تجارت برده می کنم!
شما باشيد کدومو می گيد؟ حالا بياين ببينيم دختره در هر کدوم از اين موارد چه فکری می کنه:
۱. اوه. عجب شغله حساسی. ولی به من چه؟! خيلی داره خودشو می کشه که شغلشو از اونی که هست مهمتر جلوه بده.
۲. اين ديگه کيه؟! تاحالا کسی جرات نکرده بود سوال جدی منو در رابطه با همچين مساله ی مهمی چرند جواب بده. آدم جالبيه! بعد در مياد ميگه: نه٬ جدی ميگم خودتو لوس نکن٬ واقعا چی کاره اي؟ و شما هم با لحنه جدی می گين: باورش سخته٬ نه؟ برای اين که همه کسايی که اين شغلو دارن سعی می کنناز بقيه مخفی نگهش دارن و ....
نتيجه گيريه علمی - تخيلی: اگر می خواين دختری رو واقعا تحت تاثير قرار بدين در از تلاش برای تحت تاثير قرار دادنش برداريد و تا می تونيد بامزه باشيد.يه جوری که اونوهم يه خورده سره کار بگذاريد. ولی يادتون باشه زياده روی نکنيد و فقط چرند بارش نکنيد که بگه بابا اين ديگه عجب اسيه
نوشته شده توسط یاسمن در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385
sms ( )
ای کاش زن هم مثل پول بود یک چهل ساله می دادی دو تا ۲۰ساله می گرفتی.
--------------------------------------------------------------------------------
رشتیه می ره تهران شورت بفروشه کارش می گیره زنگ می زنه به زنش می گه نمی دونی من اینجا با شورت چی کار کردم ! زنش می گه اووووو تو نمی دونی من اینجا بی شورت چی کار کردم.
--------------------------------------------------------------------------------
تو زلزله بم یه آبادانی و از زیر آوار بیرون میارن . بلند می شه خودشو می تکونه می گه : ها ولک ویبره موبایلو حال کردی .
--------------------------------------------------------------------------------
اگه مردونگی مرده - اگه رفاقت رنگ باخته - اگه عشق دیگه معنا نداره - اگه دنیا پر نامردیه - اگه آرامش دیگه خواب و رویاست - تو چی کار داری بشین جوکت رو بخون.
--------------------------------------------------------------------------------
ترکه ميخواسته آتش نشان بشه. توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه کار ميکني؟ ترکه ميگه: هيچي تيمّم ميکنيم
--------------------------------------------------------------------------------
به لاك پشته ميگن: چرا نماز نميخوني؟ ميگه: آخه لاك دارم
--------------------------------------------------------------------------------
به تركه مي گن صورتت چرا قرمزه؟ مي گه چش خورده.مي گن يعني چشمت زدن؟ مي گه نه باب چش شلوار خورده.
--------------------------------------------------------------------------------
ه تركه داشت با كايت پرواز مي كرد. يك كلاغ از بغلش رد شد و گفت: به حق چيزاي نديده، من كركس ديده بودم ولي خركس نديده بودم
--------------------------------------------------------------------------------
خري گم كرده ام با بار كاشي مي فرستم اس ام اس كه شايد آن خر تو باشي
--------------------------------------------------------------------------------
به رشتیه میگن توو خونه ت مرد سالاریه یا زن سالاری؟میگه: هیچکدوم .... مردمسالاریه
--------------------------------------------------------------------------------
يه تركه رو استخدام ميكنن كه برا شامپو گلرنگ تبليغ كنه ! بهش ميگن، ميري از رو دايو شيرجه
ميزني، بعد كه اومدي بالا يه شامپو گلرنگ ميگيري دستت ميگي: سرت رو با چي ميشوري با شامپو گلرنگ ! خلاصه تركه ميره رو دايو محكم شيرجه ميزنه تو استخر طوري كه سرش ميخوره ته استخرو گيج ميشه مياد رو آب ميگه : ميخوام سالاد درست كنم !
--------------------------------------------------------------------------------
چوپان دروغگو ميميره مي ره اون دنيا... ازش ميپرسن تو كي هستي؟ ميگه منم دهقان فداكار
--------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه كچله ميرسه به يه آدم كم مو بهش ميگه چرا رو سرت يكي بود يكي نبوده......كم موه در جوابش ميگه....بهتر از موهاي تواه که غير از خدا هيچكس نبوده
--------------------------------------------------------------------------------
سه تا ديوانه هم اتاقی بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين می پرن و ميگن كه ما سيب زمينی هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومی ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستی ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم
---------------------------------------------------------------------------------
ترکه کتاب فروشی باز میکنه، بعد از یک هفته میان درشو تخته میکنند. رفقاش ازش میپرسن چرا در مغازت رو بستن؟ میگه: والله هیچی، ما فقط زده بودیم جلد دوم قرآن رسید!
--------------------------------------------------------------------------------
یارو قزوینیه با پسرش مشغول بوده، پسرش هی جیغ و داد میکرده که: آاای! بابا نکن! اااوووخ! درد میگیره! قزوینیه شاکی میشه، میگه: خفه شو پدرسگ! مگه ما خودمون بچه نبودیم!
--------------------------------------------------------------------------------
قزوینیه بدجوری حشری شده بوده، میره وامیسته سر کوچشون، اولین بچه ای که داشته رد میشده رو میکشه کنار، شروع میکنه به کار خیر. بچه هم شروع میکنه به گریه و جیغ و داد. قزوینیه با خودش میگه: بگذار یکم باهاش حرف بزنیم، سرش گرم شه، صداش بخوابه. بر میگرده به بچهه میگه: بالام جان شما تو کدوم کوچه میشینید؟ بچه همینجور که داشته گریه میکرده، میگه:...اهه! تو همین کوچه...اهه!.. قزوینیه میگه: بالام جان، پلاک خونتون چنده؟ میگه: اهه..اهه..پونزده.. قزوینیه میگه: ا؟ بالام جان، کدوم طبقه؟ بچهه میگه:..اهه.. طبقه سوم. قزوینیه با تعجب میگه: اصغر؟ بابا تویی؟!! چرا مدرسه نرفتی؟!
--------------------------------------------------------------------------------
ترکا میان یه شعر بسازن که فارسا رو مسخره کنن، میگن: ترکا گل پسرن فارسا ترک خرن!
--------------------------------------------------------------------------------
یارو ترکه پاش ترک خورده بوده بهش می گن اگه جوراب پات کنی ترکش برطرف می شه !! تر که می گه : ایلده من بیست ساله که شورت می کنم پام اما قاش ک?ونم برطرف نمیشه
--------------------------------------------------------------------------------
عشق مثل ک?ون میمونه : سفید جذاب پر سر و صدا ... آخر سر میرینه به همه چی!
--------------------------------------------------------------------------------
رشتیه اسم دخترش رو میگذاره مین، ازش میپرسن: آخه این دیگه چجور اسمیه؟ میگه: میخوام کسی نپره روش!
قزوینیه داشته تو یک خرابه یه پسره رو میکرده، یهو ماشین کمیته سرمیرسه. افسره بهش میگه: پدرسوخته! داری چه غلطی با بچه مردم میکنی؟! قزوینیه شاکی میشه، میگه: به تو چه، داداشمه!
--------------------------------------------------------------------------------
شنیدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بیماریش چی بود؟ سرماخوردگی. یعنی بر اثر سرماخوردگی فوت کرد؟ آره، آخه وسط خیابون یهو عطسهاش میگیره، تا میایسته عطسه کنه یه ماشین بهش میزنه!
نوشته شده توسط یاسمن در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385
اینم جنیفر ( )
اینم جنیفر
يه روز يه هيزم شكن وقتي توي جنگل داشت شاخهء يه درخت رو قطع مي كرد ، تبرش از دستش در رفت و افناد توي درياچهء كنارش... وقتي مرد داشت گريه مي كرد ، فرشته ظاهر شد و پرسيد: "چرا داري گريه مي كني؟"... مرد گفت كه تبرش افتاده توي آب... فرشته رفت زير آب و بعد با يه تبر طلا ظاهر شد و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"... فرشته دوباره رفت زير آب و اين دفعه با يه تبر نقره ظاهر شد و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"... بازم فرشته رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "آره ، خودشه"... فرشته از راستگويي مرد خيلي خوشش اومد و هر سه تا تبر رو داد به مرد و مرد خوشحال برگشت خونه... يه روز وقتي مرد هيزم شكن و زنش داشتند كنار اون درياچه راه مي رفتند ، زن هيزم شكن افتاد توي آب!... مرد زد زير گريه و فرشته ظاهر شد... فرشته پرسيد: "چرا داري گريه مي كني؟"... مرد گفت: "اوه فرشتهء مهربون! زنم افتاده توي آب!"... فرشته رفت زير آب و بعد همراه با جنيفر لوپز ظاهر شد!... فرشته پرسيد: "اين زن توئه؟"... مرد گفت: "آره ، خودشه!"... فرشته برزخي شد و داد زد: "اي حقه باز! اين حقيقت نداره!"... مرد جواب داد: "اوه منو ببخش فرشتهء من! يه سوء تفاهم پيش اومده... ببين ، اگه من در مورد جنيفر لوپز مي گفتم نه ، تو دوباره مي رفتي و با كاترين زتا جونز بر مي گشتي!... بعد من بازم مي گفتم نه ، و تو باز مي رفتي و اين دفعه زنم رو مي آوردي... و وقتي من مي گفتم آره خودشه ، تو هر سه تا رو مي دادي به من!... ولي من مرد بدبختي هستم و از پس خرج و مخارج سه تا زن بر نميام و نمي تونم از هر سه تا مراقبت كنم... همين يكي هم واسهء هفت پشتم بسه! "... فرشته هم انقدر از اين منطق و استدلال خوشش اومد كه جنيفر رو دوباره انداخت توي آب و خودش رفت ساليان دراز با مرد زندگي كرد
نوشته شده توسط یاسمن در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385
جام جهانی ( )
مشخصات یه پسر خوب ( )
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني ي
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند - نکته کنکوري
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده![]()
نوشته شده توسط یاسمن در شنبه چهاردهم مرداد 1385
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
goozpich.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com